خرید بک لینک
دلم هیچ بهاری نمیخاد . دلم میخواد امروز یک روز سرد زمستونی بود و من کنار بخاری بودم گرم اتیش بخاری به دور از سرمای بیرون

دلم سر جاش نیست یعنی پایبند نیست

دلم گیر اینجا نیست

بریدم از ادمای اینجا

دلم جایی سالها دور از اینجا میحواد

برچسب: نویسنده: آناهیتا جلالی تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 20:46

امسال با پارسال برام هیچ فرقی نداره . چون هر روز که بلند میشم مطمن هستم روز تازه ای هست با اتفاقات تازه ...

من اینجوری زندگی می کنم

فقط زندگی می کنم همین زندگی شروع تازه نمی خواد

انگیزه برای ادامه می خواد

برچسب: نویسنده: آناهیتا جلالی تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 20:46

اتوبان کرج گرفتار شدیم ترافیک شدید . به هر ماشین نگاه مکنم مردم مغموم و گرفته اند . مگر نه اینکه بعد تعطیلات حالمون باید خوب باشه

برچسب: نویسنده: آناهیتا جلالی تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 20:46

تاوان نبودنت را چه جوری جبران کنم

اینکه بودن و نبودنت فرقی نداشته باشه

من تاوان حماقت خودم میدم نه تاوان نبودنت را

نباید ساده میگذشتم از حسی که له کردی و رفتی

جبران می کنم این حماقت را

برچسب: نویسنده: آناهیتا جلالی تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 20:46

تنهایی دارم سحری می خورم در حالی که به مریم زنگ میزنم تا بیدارش کنم .شوهرش روزه نمیگیره و خواب میمونه ... یهو دل پر می کشه سمت عید و رضایی که خالصانه می گفت از نماز خوندن و روزه گرفتنش ...و من چقدر اح

برچسب: نویسنده: آناهیتا جلالی تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 20:46

صفحه بندی